ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

اولین روز پیش دبستانی ثنا گلی

1390/7/3 21:38
نویسنده : مامانی
1,219 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره سفر به پایان رسید.روز پنج شنبه رفتیم شیرازو جمعه همراه مامان جون طیبه برگشتیم بوشهر. شنبه استراحت کردیم.نمیتونم بگم که استرس رفتن به پیش دبستانی برای من کمتر از ثنا بود.niniweblog.comسال قبل که اومدیم بوشهر ، مهدش تعریفی نداشت و ثنا دچاراسترس و بعدش حالت تهوع میشد.این حالت مونده روش تا امسال.هر چی دکتر و روانپزشک بردیم افاقه نکرد.niniweblog.com

برای همین امروز هم برای خودش،هم برای من روز سختی بود.مامان جون رو برای همین آوردیم که پیش ثمین بمونه تا یکی دو هفته ی اول خودم ببرمش که خوب آشنا بشه و عادت کنه به محیط بعد براش سرویس بگیریم.خدا رو شکر که خانم مربیش خیلی مهربونه و با تجربه.بچه های کلاسشون هم خوب بودن و هم اکتیو.با هم شعر آمادگی رو یاد گرفتن و خوندن.niniweblog.comثنا خیلی خوشش اومدniniweblog.comطوری که به زور آوردمش خونه.امشب میگفت:" باید زود بخابم تا زود بیدارشم"الحمدلله.خدایا هزاران مرتبه شکرت.بالاخره یکی از مشغله های فکری که چندین ماهه به سراغم اومده بود تموم شد.niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

زندایی
4 مهر 90 16:16
سلام مبارکه


ممنونم زن دایی جون
mamani helena
4 مهر 90 17:17
salam azizam enshala faregho tahsili 2 ta fereshtato jashn begiri


ممنون خاله جونی
مامان آریان جون
4 مهر 90 23:10
خدا رو شکر که ثنا جون با محیط وقف پیدا کرد.امیدوارم همیشه جز شاگرد اولا باشی جیگر خاله


ایشااله خاله جونم
مامان علي
5 مهر 90 2:07
پيش دبستاني رفتنت مبارك خاله جون . منم با افتخار لينكتون كردم . البته اسم وبلاگ رو كامل ننوشته بودي ماماني . اميدوارم دوستاي خوبي براي هم باشيم.


لطف داری.منم خوشحال میشم
مامان سام
5 مهر 90 22:29
سلام مرسي كه به وب سام سرزديد.دختر خانمهاي نازي داريد سلامت باشن


مرسی خاله.لطف دارید
مامان سام
5 مهر 90 22:35
نگهداري از بچه ها خيلي سخته.دو تا كه خيلي سختتر ولي خوب به تمام سختي هاش مي ارزه مخصوصا اگه توي يه شهر غريب باشي و كسي دورو برت نباشه موفق باشيد


آی گفتی

مامان امیرمسعود
6 مهر 90 11:09
عزیز دلم بهت تبریک می گم .


ملسی خاله جونم(:
خاله محبوبه
14 مهر 90 13:05
مبارکت باشه فداااااااات.
دلو رودم دراومد با این شکلکا وبت عزیز


ملسسسسسیییییییییییییییییی خاله جونییییییییییییی
عمه نرگس
19 مهر 90 14:26
خدا رو شکر. خیلی خوشحالم که راضیه خیلی نگران شدیم وقتی شنیدیم این حالت پیش اومده.


سلام عمه.بایدبیای وثنا رو ببینی که با چه اشتیاقی میره و باچه روحیه ای برمیگرده.حدا رو شکر عالیه